السيد الطباطبائي

17

قرآن در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )

دوره را در زندگى خود دورهء خسارت روحى بشمارم ، زيرا بر اثر گرفتارى ضرورى ، به معاشرت عمومى وسيلهء تأمين معاش - كه از مجراى فلاحت بود - از تدريس و تفكر علمى - جز مقدارى بسيار ناچيز - بازمانده بودم و پيوسته با يك شكنجهء درونى به سر مىبردم . * * * در سال 1325 از سروسامان خود چشم پوشيده ، زادگاه اصلى را ترك گفتم و متوجه حوزهء قم گرديده ، بساط زندگى را در اين شهر گستردم و دوباره اشتغالات علمى را از سر گرفتم و تاكنون كه اوايل سال 1341 مىباشد ، روزگار خود را در اين سامان مىگذرانم . البته هر كسى حسب حال خود در زندگيش ، خوشى و تلخى و زشت و زيباهايى ديده و خاطره‌هايى دارد ، من نيز به نوبهء خود و خاصه از اين نظر كه بيشتر دورهء زندگانى خود را با يتيمى يا غربت يا مفارقت دوستان يا انقطاع وسايل و تهيدستى و گرفتارىهاى ديگر گذرانيده‌ام ، در مسير زندگى با فراز و نشيب‌هاى گوناگون روبه‌رو شده ، در محيطهاى رنگارنگ قرار گرفته‌ام . ولى پيوسته حس مىكردم كه دست ناپيدايى مرا از هر پرتگاه خطرناك نجات مىدهد و جاذبهء مرموزى از ميان هزارها مانع بيرون كشيده ، به سوى مقصد هدايت مىكند . من اگر خارم و گر گل ، چمن‌آرايى هست * كه از آن دست كه مىپروردم مىرويم در اوايل تحصيل كه به صرف و نحو اشتغال داشتم ، علاقهء زيادى به ادامهء تحصيل نداشتم و از اين روى هر چه مىخواندم نمىفهميدم و چهار سال به همين نحو گذرانيدم . پس از آن ، يك باره عنايت خدايى دامن‌گيرم شده ، عوضم كرد . و در خود يك نوع شيفتگى و بىتابى نسبت به تحصيل كمال حس نمودم . به طورى كه از همان روز تا